سلام دختر نازنینم

هر چی از شیرین زبونیات بگم کم گفتم

هر روز یه کلمه جدید ازت میشنوم که دلم میخواد درسته غورتت بدم

اول از همه "تالا بودبودی"

"کُنکُنن بیال" هر کی حدث زد این چی بود؟

"مد تحلیله؟" البته نه با مفهومی که شما از کلمه تحلیل میدونین.

"ببشید" اینکه دیگه معلومه...

"اقا بزاد تجاست؟" "ماست ندالیم؟"

" بَخالی شتستی؟" (موضوع برمیگرده به چند روز پیش کتری رو گذاشتم روی بخاری آموزشگاه یه کم آب ریخت روی بخاری و شیشه اش شکست)

از همه جالب تر وقتی بهت میگم بگو قسطنطنیه متاسفانه اصلا نمیتونم این کلمه بنویسم به هیچ صورتی نوشته نمیشه شاید بشه به یه زبون دیگه نوشت اما فارسی ابدا...

شعر خوندنت که دیگه معرکه است

خرگوش من چه نازه....

اقا پلیسه...

ترک ترک ترک خورد...

جوجه من چه ماهی... 

تاب تاب عباسی...

وقتی هم بابایی دعوات میکنه لب میچینی و میگی "بابا دَبا زد"

الهی قربونت بشم با حرف زدنت دیگه کلمه ای نیست که توش بمونی وقتایی هم که احساس میکنی حرفاتو نمیفهمم دوبا تکرار میکنی مثل "تحلیله"

جمعه با خاله زهره رفتیم بهشت رضا و خواجه اباصلت زیارت اهل قبور و مخصوصا بابای زهره.برام خیلی جالب بود وقتی رسیدیم گفتی "بابا جون مُده" تا حالا این کلمه رو ازت نشنیده بودم ... بهت گفتم بابا جون نمرده رفته تو آسمونو ستاره شده. از اون روز هر وقت شب تو اسمون ستاره میبینی با اون زبون شیرینت میپرسی بابا جون رفته بالا ؟ستاره داره؟

 

 

برای شادی روح همه مسافران اسمان مخصوصا باباجون دخترم صلوات

اللهم صل علی محمد و ال محمد.