سلام به همه

مامان جون امشب میان 

به اندازه یه دنیا خوشحالم  و به اندازه یه دنیا غم دارم...

خوشحالم که مامان جون نازنین بعد از یک سال و اندی میاد پیشمون و از تنهایی در میایم

اما... ایندفعه مامان جون تنها میاد و بابا جونی نیست...

این اولین باره که  مامان جون تنها میخواد بیاد خونمون و من نمیدونم چه حسی دارم نمیدونم بخندم یا گریه کنم با اینکه دلم نمیخواد گریه کنم اما اشک منتظر اجازه من نمیمونه. خدا کمکم کن مامان جونو ناراحت نکنم.

بابای نازنینم جات خیلی خیلی خیلی... خالیه

اللهم صل علی محمد و ال محمد