دلبرک هفت ماهه من

اول باید بهت کلی تبریک بگم که این همه مهمون خوشگل و عزیز دیروز واسه اولین بار قدم به خونه ات(وبلاگت) گذاشتن،ممنونیم از همه شون

فندق کوچولوی من، دیروز برای اولین بار دست دسی کردی خانوم گل،

قشنگترین نعمت خدا روزی هزاران بار بخاطر داشتنت خدا رو شکر میکنم و بخودم می بالم که خدا لیاقت داشتن تو فرشته زیبا رو به من عطا کرد.

گلم باز میخوام برات عکس بذارم که باهم خاطراتت رو مرور کنیم، فقط به خاطر اینکه همه بتونن وبلاگت رو خوب ببیینن و صفحه سنگین نشه، امروز مجبورم کم عکس بذارم.

یادته این روز رو عزیزم، که پسرخاله دومیت(همین مسعودخان خودمون) داشت واست حرکات موزون انجام میداد و تو چقدر بهش خندیدی گلم،قربون اون چشمای یه خطیت بشه همین پسرخاله ات!!!!

اینجا دیگه اوج خنده ات بود گلم، امیدوارم همیشه توی زندگیت همینطوری از خوشی بخندی، عروسک مامان، که این عکست به همه کلی انرژی میده خانومی