دیشب برای خاله زهره شب چله ای  اوردن ما هم دعوت شدیم.

با اینکه تارای نازنینم حسابی سرما خورده بود بابایی اجازه رفتن رو صادر کرد و خیلی خوش گذشت اما عوضش صدای مامانی حسابی گرفت تا جایی که امروز صدام در نمیومد

تارا جون در حال فوت کردن شمعای اجیل

و تارا جونو میوه های تزیین شده توسط مامان گلی

و اما باز هنر ای مامانی کاملا بدون شرح البته  در کمترین زمان ممکن (یکی دو ساعته)