تارای نازنینم چند وقتیه میخوام برات یه کم بنویسم فرصت پیدا نمیکنم.

فوق العاده شیرین شدی هر چی میگیم تکرار میکنی

عروسکتو لحظه ای از خودت جدا نمیکنی .میشینی جلوی تلویزیون میزاریش رو پات اون میخوابه تو هم تلویزیون نگاه میکنی....

شبا هم اول نینی  رو میخوابونی  بعد خودت دست میندازی گردنشو میخوابی.

وقتی ازت میپرسم صبحا کجا میری جواب میدی: مَد

وقتی صدات میکنم تارا جون ،جواب میدی: دوووووووون(جوووووووون) 

توی مهد هم حسابی بازی میکنی و خدا رو شکر دوسشون داری.

یه روز میشینم حسابی ازت مینویسم.

میبوسمت نازنین دخترم.