دوستای مهد تارا جون

اول از همه نَغّه که اسمش از زبونت نمیفته

بعد از نغمه توروش (سروش) که هر روز کلی ماجرا ازش تعریف میکنی توروش هل داد - توروش دستم داز دِرِفت و...

ایدا- ابودَس (ابوالفضل)-هشتی(هستی)-نیما - پَیا (پریا) و...

و اما جمله ای که دیروز گفتی: یوفس پسکونک مُخوهِ !!!! (یوسف پستونک میخوره)

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان آناهیتا

به به ماشاله خاله جون چه همه دوس داری خوش به حالت امیدوارم همیشه سلامت وشاد باشی

مريم

الهي قربون اون زبونت بشم خاله جون ...اينقدر قشنگ صحبت مي کني

مامان مبینا

قربون شیرین زبونیاش بشم. خوشجحالم که دوباره داری ازتارامینویسی.مواظب خودت باش مامان گلی

مامان ستاره

الهی.فدای شیرین زبونیات.تارای عزیز امیدوارم وقتی بزرگ شدی هم همینطور دوستای خوبی داشته باشی گلم.[ماچ][گل][قلب]

مریم

ترکوندی مامان تارا!! بعد این همه بالاخره از تارا هم نوشتی!!:)

مامان النا

عزیزم اگه فضولی نباشه شماشاغل هستین ؟ ساکن کدام شهرید؟

مامان النا

چه جالب عزیزم همشهری هستیم منم شاغلم خیلی دوست دارم ازتجربیاتتون استفاده کنم چون 3هفته است مرخصی زایمانم تموم شده وهمزمان الناهم مریض شد ومن ازاسترس شیرم خیلی کم شده شماهم شیرتونو میدوشیدی واسه تاراجون؟