ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

خدایا این دلتنگیهای ما را هیچ بارانی آرام نمیکند

فکری کن،

فزونی اشک ما طعنه میزند بر باران رحمتت...

دو هفته گذشت...

دو هفته پیش در این لحظات...

خدایا باور نمیکنم

باور نمیکنم چنین بیخبر و ناگهانی جدا شد

به قول مسعود خندید و رفت...

کاش ... ایکاش... با اینهمه ایکاش قلبم چه کنم خدا...

کاش روز آخر میومدم قبل از عمل میدیمت ....

کاش اشکای چشمای نازنینتو  قبل از عمل من پاک میکردم...

کاش دستای گرمتو قبل از عمل من میگرفتم...

کاش صدای قلب نازنینتو قبل  از عمل گوش میکردم...

کاش ... کاش... کاش...

توی بیهوشی چی دیدی که برنگشتی؟؟؟؟

توی اتاق عمل چه بر تو گذشت که دیگه چشماتو باز نکردی؟؟؟

مگه توی قلب نازنینت چی بود که طاقت نیاورد؟؟؟

اصلا باورم نمیشه...

خدایا نمیدونم ،خدایا نمیفهمم...

خدایا اون دنیا هم بابای نازنینم خندون نگه دار.

خدایا دل بابام خیلی نازک بود، اونقدر نازک که به محض اینکه دست خورد شکست ،چه شکستنی...

خدایا تو ارحم الراحمینی مراقب دل نازک بابام باش .

خدایا این سفر کرده رو به تو میسپارم.

برای شادی قلب شکسته بابای نازنینم و برای سلامتی قلبای باباهایی که هنوز میتپند صلوات

اللهم صل علی محمد و ال محمد.

/ 4 نظر / 13 بازدید
مريم

خدا انشاء ا... بهت صبر بده مريم گلم

مسعود

سلام خاله،تارا خوبه؟ آقا بهزاد خوبن؟ خاله مراقب تارا باشید،مراقبش باشید بابا بزرگ هممون رو دوست داشتن،نذارید تارا تو این حالتون کمبودی حس کنه،مراقبش باشید

مامان طلایی

سلام پدر! حال همه ی ما خوب است خوب. اما تو باور نکن. دلمان برای دیدارت تنگ است تنگ... یادت را به شمعدانیها پیوند زده ام٫هیچگاه زرد نخواهد شد همیشه سبز٫همیشه پرگل. گلدانی از یادت٫خاطراتت٫حرفهایت٫نگاهت٫صدای خنده هایت و از طاقتت بر طاقچه ی خیالم است. چه صبور بودی و چه مهربان. یادت گرامی و روحت شاد. (به یاد همه ی پدران خفته در آغوش خاک) [ناراحت][ناراحت][ناراحت]

[ناراحت]