با کلی تاخیر

ستاره نازنینم از اینکه چند وقتیه ننوشتم عذر میخوام اخه در گیر خونه و سرکارم .

و اما در این مدت...

تو این مدت یه سفر دو روزه به بیرجند داشتیم که بعداز برگشتن رفتی مهد البته با پرستار خصوصی.الان دیگه به مهد عادت کردی و دیگه گریه نمیکنی ظهر هم که میام دنبالت حسابی سرگرم بازیی.

تو این مدت یه سفر به باغ خاله اتنا داشتیم با همکارا که فوق العده خوش گذشت.دست خاله اتنا و عمو جون درد نکنه.

  

تارا جون و بابایی در حال شن بازی

تارا جون و اب  بازی

 

 

/ 3 نظر / 31 بازدید
mahnaz

I love you tara joooon[ماچ][گل]

هد ی مامان سید یاسین

تارا جونی همیشه به گردش وشادی ![لبخند][قلب][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مامان آناهيتا

مامان خانم خيلي تنبل شدي دير عكس مي زاري كم مي زاري بابا نيم ساعت وقت بزار ديگه نانا سلام مي رسونه[ماچ][ماچ]