بابا جون تو هم بیا

سلام به همه

مامان جون امشب میان 

به اندازه یه دنیا خوشحالم  و به اندازه یه دنیا غم دارم...

خوشحالم که مامان جون نازنین بعد از یک سال و اندی میاد پیشمون و از تنهایی در میایم

اما... ایندفعه مامان جون تنها میاد و بابا جونی نیست...

این اولین باره که  مامان جون تنها میخواد بیاد خونمون و من نمیدونم چه حسی دارم نمیدونم بخندم یا گریه کنم با اینکه دلم نمیخواد گریه کنم اما اشک منتظر اجازه من نمیمونه. خدا کمکم کن مامان جونو ناراحت نکنم.

بابای نازنینم جات خیلی خیلی خیلی... خالیه

اللهم صل علی محمد و ال محمد

/ 5 نظر / 10 بازدید
مامان طلایی

چشمت روشن خانومی... ایشالا خدا مامان مهربونتون رو برات نگهداره و سالیان سال سایه شون بالای سرتون باشه...ببخش که یک مدت نیومدم..پرنسسم سخت مریض بود و خدا رو شکر الان کمی بهتره....

مامان آناهیتا

چشمتون روشن مامان گلی امیدوارم همیشه سلامت باشین سلام به مامان برسون[لبخند]

مامان امیر مهدی

سلام عزیزم ممنون که بهمون سر زدین[ماچ] چشمتون روشن مامان جون داره میاد.خدا باباجونه مهربون رو رحمت کنه الهی نور به قبرش بباره[ناراحت]

مامان ستاره

چشمت روشن خانومی که مامان جونت اومده.به نظر من تا میتونی از بودن در کنار این عزیزان لذت ببر و خودت رو ناراحت نکن.خدا پدر عزیزتر از جانت رو بیامرزه.[گل]

فهیم

مادر گوهر همیشه تابناک خوش به حالتون که تونستید زانوی ادب به محضرشون بزنید[گل] از طرف من نیز دستشونو ببوسید[گل]