اولین حضور در اجتماع(9ماهگیت مبارک)

 

 

اینم عروسک مامان کنار هفت سین دایی جون

 

 

/ 8 نظر / 25 بازدید
مسعود

سلام نفســـــــــــــــــــــــــــــــــم قربونت بشم که سرما خوردی الهی بمیرن اون ویروسای بــــــــــــــــــــــد[گریه] ناز گل خانم میری مهد دخمل خوفی باش,سمانه جون رو اذیت نکن اونم قول میده تورو اذیت نکنه[چشمک] انشالله بزرگتر بشی شعرای قشنگ قشنگ یاد بگیری با زبونه کودکانت برامون بخونی ما دلمون ضعف بره واست[ماچ][بغل] انشالله زودی خوب بشی خانمیییییییییییییییی[ماچ] دوست دارم

مسعود

سلام خاله,من خوبم,شما چطورین؟ آره خوب شده اما هنوز تو گچه,البته فایبرگلاس رنگش فسفریه,هیچکی هم نمیتونه روش یادگاری بنویسه[زبان][نیشخند] واسم دعا کنید مچ دست راستم هم داره دردش شروع میشه,چپ 2 هفته درد داشت بعد در رفت(یهویی) انگار حالا نوبت راسته[گریه][گریه][گریه]

mahnaz

salam nini gol delam khili barat tang shode tara joon manam mesl to sarma khordam khoda kone har dotamon zod khob beshim mahde kodak khosh begzare doset daram

هدی(مامان هندونه)

سلام عمه گلی خوشحالم که تارا جون سال جدید رو با رویدادهای خوب وگاهی ناراحت کننده طی می کنه!این یعنی آغاز زندگی![لبخند] ولی دلم واقعا سوخت که دیگه داره میره مهد کودک این یعنی خیلی خیلی زود مجبور به بزرگ شدن! همیشه براتون ارزوی بهترین ها رو دارم![ماچ][ماچ]

زهره جون

سلام خانم گل امیدوارم که حالت زودتر خوب بشی امروز حالت خیلی بد بود وقتی که سرفه می کردی دلم خیلی می گرفت امیدوارم که هر چه زود زود خوب بشی عزیز دلم[عجله] [فرشته][فرشته] [قلب]

آقا صادق

ســــــــــــــــــــــــــــــلام بر همه... خوبین؟؟؟ چه خبرا؟؟؟ دیگه به ما سر نمی زنین!!! کم پهنا!!!![ابرو] امشب تارا خانوم ابنجا بود کلیباهم خندیدیم جاتون خالی... آقا جونه هرکی دوست دارین یه دعوایی راه بندازیم ما این مسعود سوراخش کنیم یکم بخندیم مردیم از این همه نخندیدن...مسعود جون داداش یه چند تا عکس با دستت بده یکم بخندیم دلمون باز بشه...[قهقهه][قهقهه][خنده] راستی یه عکسی هست ماله توی عیده، لینک شو می دم هرکی حال می کنه بره ببینه [عینک] فقط خواهشا بکگراند گوشی یا کامپیوترتون نکنین ! بـــاشه...[عینک][راک][تایید] http://p30upload.com/download.php?imgf=1302294702_background copy.jpg در ضمن سفارشات هم فعلا به دلیل نداشتن Free time قبول نمی کنم.آخ هواسم نبود خارجی ننویسم ، مسعود جون نفهمیدی چی گفتم می تونی از ریحانه خانوم بپرسی[زبان]... مسعود بگو Hello ... آفرین پسر خـــــــــــــــوب...[خنده]

مسعود

سلام خدا جون,خوبی؟ به حق این کودک عزیز (تارا) و اون کودک که امروز داره به دنیا میاد این صادق ما رو شفا بده,قول میده دیگه قرصاشو سر وقت بخوره,به حرف دکترا هم گوش بده,خدایا امسال رو با شفای صادق بر ما ماندگار فرما,آمین یا رب العالمین. صادق دایی شدی؟ شیرینی بگیرم ازت که به یاد موندنیییییییییییییییییییی ================================= سلام خاله جون آره دست چپمه مچشه زیاد اذیتم نمیکنه تازشم اذیتمم میکرد فدای یه تار موی تارا جونم[ماچ] آره پوستم در شرایط آرمانیهههه اما منم سرما خوردم اساسی[ناراحت] مراقب تارا جون و خودتون باشید

آقا دایــــــــــــــــــــــی صادق

سلاااااااااااااااااااااااااااام بر همه... آقا بادابادا مبارک بادا ایشالا مبارک بادا کوچه تنگ بله بچه پسر بود بلهفدست به مو هاش نزنید چون کچل بود بلــــــــــــه...[نیشخند] همه خوبین؟؟؟؟ میبینم که دایی شدیم رفت. امروز ساعت 10.55 صبح داش یاسین گل پا بر عرصه نهاد[خجالت][نیشخند][پلک][بغل][ماچ][چشمک][قلب][قلب][تایید] عکس ازش گرفتم میزارم رو وبلاگش هرکی دوس داش ببینه... واااااااااااااااااااای کلی عکس داغ دااااااااااره... راستی امروز تارا فردین شد و به خاطر یاسین همت کرد و از مامانش دور شد و توی مهد کودک موند... به افتخار تارا خانوم بزن کف قشنگ رو...[دست][دست][دست][ماچ] ایـــــــــــــنم آدرس وبلاگ یاسین خان اگه ندارین: www.donafaronim.blogfa.com در ضمن ورود افرادی که دستشون شکسته به این وبلاگ ممنوع...[اوغ] شوخی کردم بابا گریه نکن تو رو هم راه میدیم... دمـــــــــــــــــــه همتون گرم... راستی عکسمو دیدین؟[عینک][مغرور][پلک][نیشخند][چشمک] آخ یه چیزی بگم امروز گوشیمو گم کردم...[گریه]