روز پدر...

قسم به تربت پاکت ای پدر که سجده گاه من است

 

 

که مهر پدریت تا ابد پناه من است

 

 

 

سلام دختر دردانه من

اول از همه میلاد مولی الموحدین امیر مومنان حضرت علی (ع) و روز پدر را به همه پدران خوب و مهربون تبریک میگم و برای بابا جون و همه باباهای اسمانی ارامش و مغفرت رو ارزو میکنم

دیروز روز پدر بود برای من خیلی سخت بود قلبم سنگین بود گاهی دلم میخواست بلند بلند گریه کنم.برای لحظه ای چهره مهربان و خندان باباجون از جلوی چشمام دور نمیشد مخصوصا وقتی به حکم ادب رفتم خونه اقای بهروز که پیرترین عضو ساختمانه و داشت میگفت از صبح دو تا از بچه هام زنگ زدن یکیشون مونده .خیلی یاد باباجون افتادم همیشه کنار تلفن مینشست منتظر زنگ بچه ها وقتی هم گوشی رو برمیداشت تا چند ثانیه بغض و اشکش اجازه نمیداد حرف بزنه .قربون دل مهربونت بشم بابای مهربانم...

بگذریم ...که هر چه از دلتنگیم بگم نه چیزی ازش کم میشه و نه تمومی داره.

خلاصه برای تغییر حال وهوای خونه و تاراجون تصمیم گرفتم یه مهمونی سه نفره برگزار کنم که صد البته بدون همکاری تاراجون این تصمیم عملی نمیشد از کمک خانم گل در تهیه کیک گرفته تا باد کردن بادکنکا...

اول از همه عکس تارا جون که خیلی از سبیل خوشش اومده

 

 

 

 

اینم کیک بابایی و شام که باباچینو !!!! داشتیم

 

 

کی گفته بابایی دخترم سیبیل نداره اینم سیبیل

و تاراجون هیجانزده از سبیلاش و بابایی خسته...

 

 

 

 

برای سلامتی پدرایی که سایه شون روی سر خانواده شونه و برای شادی روح پدرایی که برای همیشه ما رو ترک کردند صلوات

 

 

اللهم صل علی محمد و ال محمد

/ 21 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان النا

عزیزم خدا پدرتونو رحمت کنه وهمسرودخترگلتو ومامان مهربونتو واست حفظ کنه

هما

سلام دوست خوبم.تاراجون خوبه؟شرمنده ی مدت نبودم.روزهای خوبی داشته باشین....[قلب][خنده]

یه دوست

سلام خوبی؟ ----------------------- ديدي اي دل که غم عشق دگربار چـه کرد چون بـشد دلـبر و با يار وفادار چـه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازي انگيخـت آه از آن مست که با مردم هشيار چـه کرد اشـک من رنگ شفق يافت ز بي‌مهري يار طالـع بي‌شفقت بين که در اين کار چه کرد برقي از مـنزل ليلي بدرخـشيد سـحر وه کـه با خرمن مجنون دل افگار چـه کرد ساقيا جام مي‌ام ده کـه نـگارنده غيب نيسـت معـلوم که در پرده اسرار چه کرد آن کـه پرنـقـش زد اين دايره مينايي کـس ندانست که در گردش پرگار چه کرد فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت يار ديرينـه بـبينيد کـه با يار چـه کرد ----------------------- موفق باشی

هدی وسید یاسین

وایییییی عمه جون هنرمند خودم !ماشالا خسته نباشی ![دست] خیلی ثشنگ بود همه چی !افرین![تایید] الهی فدای تارا خانم برم با اون سبیل های با نمکش! خداوند بابا بزرگ رو بیامرزه!قرین نعمت های بهشتی بشن! من مطمئنم روح ایشون هم زا یانکه شما دل تارا جون روشاد کردین خوشحاله چون میدونم که خیلییییییییییییی تارا رو دوست داشتن![ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب] دلمون بارتون تنگ شده حسابی![رویا]

مامان آناهیتا

به به خاله جون چه جشن زیبا یی خیلی با سلیقه وزیبا بود امیدوارم بابا بهزاد یه روزی بابا بزرگ بشه وشما بازهم براش جشن بگیرین همیشه سلامت وشاد باشین[گل][ماچ]

مامان مبینا

الهی چه ناز شده تارا جون خیلی سیبیل بهش میاد.جشنتون عالی بودو پراز ایده های خوشگل.تو رو خدا این ایده های قشنگ و رو کنید تا ما هم استفاده کنیم.یادم باشه برای سال بعد

فائزه

سلام مامان گلی جون[نیشخند] خیلی وب خوبی دارین.[قلب] لینک؟[تایید] امیدوارم به وب منم بیاین[ماچ] ررررررراستی من دوست مهنازم دیگه باید حتما بیاین.[هورا][هورا]