دوری اما نزدیک...

بابای نازنینم امروز میخوام برای تو بنویسم برای تو که یک ماهه ندیدمت ولی همه جا تو رو میبینم .

دیروز تولد امام رضا (ع) بود به نیابت از طرف تو حرم رفتم با اتوبوس،یادته  وقتی گفتم اسباب کشی کردیم پرسیدی چطور میشه رفت حرم و من برات توضیح دادم و دلگرمت کردم که خیلی سخت نشده ...

تمام راه اشک ریختم . اما کاش اشک درمان درد بود...کاش اشک لحظه ای تو رو در کنارم میذاشت .کاش اشک لحظه ای دستامو تو دستات میذاشت ...کاش ... کاش ...

الهی قربون پاهای پر دردت بشم حالا دیگه درد نداری راحت میری زیارت...

یا امام غریب تو رو به حرمت مادرت زهرا شفاعت بابای عزیزمو بکن.

دیشب خیلی گریه کردم. دلم بدجور هواتو کرده اونقدر دلتنگم که به سختی جلوی اشکامو میگیرم. دلم میخواد برم یه جایی که هیچ کس نباشه هیچ کس فقط من باشم و خدا ....اونقدر جیغ بزنم،اونقدر گریه کنم،اونقدر خدا رو صدا کنم...،اونقدر بابا رو صدا کنم...

شاید کمی سبک بشم .شاید... فقط شاید...

5شنبه مراسم چهلمته،باورت میشه بابا جون ،چهل روز...

نمیدونم این سفرم به بیرجند چقد سنگین خواهد بود.نمیدونم توی این سفر که اسمتو روی سنگ میبینم چه حالی میشم .از خدا میخوام بهم صبر بده تا به خاطر مامان جونی بتونم خودمو کنترل کنم.سفر قبلی که رفتم خیلی وحشتناک بود تمام راه رو توی اتوبوس گریه کردم صحنه هایی از سفرای قبلی که با هم بودیم ...اخ که چقدر سخته 

صبح که از اتوبوس پیاده شدم اونقدر هوا برام سنگین بود که به سختی نفس میکشیدم ولی شوق دیدار مامان جونی و اینکه هنوز در خونت بازه و خدا رو شکر چراغش روشن منو سر پا نگه میداشت.خداوندا تو رو به حرمت مقربانت سایه مادر رو از سرمون کم نکن.

دیگه نمیتونم بنویسم .

بابای آسمانی من تا آسمانها دوستت دارم .

روحت شاد.

اللهم صل علی محمد وآل محمد.

/ 5 نظر / 13 بازدید
مسعود

بی خبر از همدگر آسوده خوابیدن چه سود * بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود زنده را باید به فریادش رسید * ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود زنده را تا زنده است قدرش بدان * ورنه بر روی مزارش کوزه گل چیدن چه سود زنده را در زندگی دستش بگیر* ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود با محبت دست پیران را ببوس *ورنه بر روی مزارش تاج گل چیدن چه سود یک شبی با زنده ای غمخوار باش* ورنه بر روی مزارش زار نالیدن چه سود تا زمانی زنده ایم ، بیگانه ایم * در عزاها روی بوسیدن چه سود گر توانی زنده ای را شاد کن * در عزا عطر و گلاب ناب پاشیدن چه سود از برای سالمندان یک گل خوشبو ببر * تاج گلها در کنار همدگر چیدن چه سود گر نرفتی خانه اش تا زنده بو د* خانه صاحب عزا شبها خوابیدن چه سود گر نپرسی حال من تا زنده ام * گریه و زاری و نالیدن چه سود سالها عید آمد و رفت و نکردی یاد من * جای خالی مرا در خانه ام دیدن چه سود گر نکردی یاد من تا زنده ام * سنگ مرمر روی قبر من چیدن چه سود

مریم

آغوشی میخواهم که نه مرد باشد و نه زن .....خدایا پایین نمی ایی نیم دونم حکمت این غربت ها و اینهمه غریبیها چیه ؟ نمیدونم حکمت اینمه درد و اینهمه تحمل درد چیه ؟ خدایا نیم دونم چرا باید قوی باشیم و چرا باید تحمل کنیم ؟ چرا باید اشکامونو نگه داریم و بغضمونو خفه کنیم ؟ خدایا اینمه درد چرا ؟ ............. الهی توی دنیا هیچ دختری مرگ پدر و مادرشو نبینه .....خیلی سخته ....فکر می کنی دیگه توی دنیا هیچ چیزی نداری و هیچ کسی نمیتونه التیام روح خسته و دردمندت باشه .... مریم نازنیم فقط از خدا می خوام بهت صبر بده ...مثله ی معجزه است اگه یه روزی مرگ پدرتو بتونی تحملش کنی ...یه معجزه و من از خدا طلب اون معجزه رو یم کنم برات

سپیده

سلام. وبلاگ "کودک من" پستی را به عنوان "شیرین ترین لحظه زندگی من" گذاشته. خوشحال می شم در صورت تمایل شما هم شرکت کنید. www.koodakeman91.niniweblog.com

maman talaee

روز جهانی کودک بر خوشمل ترین دخمل دنیا مبااااااااااااااااااااااااااااااااااارک[ماچ][قلب]

مريم

روزت مبارک کودک گلم ، تاراي نازنينم