8ماهگیت مبارک

قندعسلم 8 ماهگیت مبارک

نازنینم هر روز بزرگتروشیرینتر میشی

کارهای 8 ماهگی:

دس دسی، گفتن (ب ب ب ،د د د ، م م م )،سینه خیز با سرعت نور، برداشتن چیزهای ریز از روی زمین (با دو انگشت)

تارای گلم در حال خوردن انگشتای پاش

/ 17 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
the best Uncle son

سلاااااااااااااااااام بر همه گلابیا... تارا جون من مرده این انعطافتم [تعجب] خداییش باید تو کتاب گینس ثبت کرد، الهی مسعود فدای اون پوشک قشنگت بشه....[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه] اون عکس دیگه ات هم که من خودم فداش شم، بعد از دیدن این عکس یهو یاده عکسای هیلاری داف و بیریتنی اسپیز و آرنولد افتادم ااااااااااااه ببخشید این آخریش اشتباه شد... البته تو از همشون سرتری...[چشمک][چشمک][ماچ] -------------------------------------------------------------------------- خب مسعود جان : اولا که شما نظرات تاپیک قبل و خوندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من تعجب می کنم اگه اونا رو خونده باشی الان باید تو شلنگ در حال شنا می بودی!!!![قهقهه] دوما این حرفا رو بیخیال مهم اینه که عزیزم الان شما تو حموم عمومی هم که بری یکی پشت این کامپیوتر نشسته و بهت نوبت میده...

the best Uncle son

راستی نمی دمونم کی همین تابستون پیش اومده بود مشهد به خودش سختی داده بود ، خرج کرد ،خودشو تیکه تیکه کرد ، تا صبح بیدار موند و خیلی کار های دیگه که روم نمی شه انجام داد که فقط بتونه یه مدرک ICDL بگــــــــــــیره، لازم به ذکره که این مدرک یکی از دسته پایین ترین مدرک های رشته کامپیوتر هست... الان تمام دنیا برای زندگی کردن مجبورا یه کامپیوتر داشته باشن و یاد داشته باشن که ازش استفاده کنن.در ضمن مسعوود جون خیلی زشته که رشته مامان تارا رو زیر سوال می بری...

مسعود

سلام تارای نازم فدات بشم ناز گل خوشگلم دوستت دارم,زودتر بیا اینجا خانم گلم[ماچ][قلب][بغل] ============= صادق ایول به نکته خوبی اشاره کردی این که گفتی من بودم حالا تو بگو کی بود که سیستم پشت سرم نشسته بود یواش صدام کرد و گفت (اینو با وحشت و اضطراب و زور و درد و آه و ..... بخونید): مسعــــــــــــــــــــــــود اینتــــــــــــــرنت افتادم[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه] کی بود که مضحکه خاص و عام شده بود؟ کی بود که مسئول آموزشگاه x (برای جلوگیری از تبلیغ , نام حذف شد) گفت صادق تو آبرو بردی و چندتا چیز دیگه هم گفت که بدآموزی داره[قهقهه][قهقهه][قهقهه] صادق بالاخره قبول شدی؟[متفکر] کی واست وبلاگ تارا رو باز میکنه نظر میدی؟صالح اینترنت یادت داد؟برو دستشو ببوس,آفرین پسر قدر شناس[خنده][قهقهه] همین داداشت از تو جلو زد گمونم[خنده] خاله جون من رشته شما رو زیره سوال نمیبرم,اساتیدی مثل شما تاج سر هستن[گاوچران] اما خدایی فکر کنید صــــــــــــــــــــــادق داره کل میندازه با من[خنده] صادق جون عیب نداره خجالت نکش اگر اینجا بحث رو میخوای تمام کنی هیچ کس بهت خرده نمیگیره[ساکت][شکست]

مسعود

سلام زهره خانم خوبید؟ من یکبار تموم کردم این کل کل رو اما بعضیا گفتن ادامه بدید بعضیا هم نیاز به پاسخ گویی داشتن اما از الان من دیگه فقط واسه جیگر بلا,خانم گل نظر میدم و دیگه به پیام های انحرافی برخی عناصر اغتشاش گر هیچ عکس العملی نشان نخواهم داد بنا به دلایل زیر: 1.شما امر فرمودید 2.این وبلاگ قرار یادگار بمونه واسه خانم گل بزرگ شد خودش بخونه 3.خاله با نظرات ما انرژی بگیرن زود زود آپ کنن 4.وقتم الکی هدر میشه ... ... ... ... N.شما امر فرمودید[چشمک] با تشکر از همه دوستان,آشنایان و همچنین کسانی که این وبلاگ رو بازدید میکنند اما نظر نمیدن نون و پنیر گوجه میخواد نظر دادن هیچی نمیخواد(کاری نداره) اما انرژی میده به نویسنده وبلاگ خدانگهدار

زهره جون

سلام مسعود جان من از این همه لطفت سپاسگزارم من اگه این خواهش را کردم می دانستم که شما فردی عاقل و باهوش هستی از این همه درایت شما سپاسگزارم به خانواده هم سلام برسان باز هم سپاسگزارم

the best Uncle son

سلاااام بر تمام دوستان... ای بابا عمه جون اینا که حریف نبودن !!!!! عمه جون بگو دیگه بابا، بگو که بعضی ها با دسمال یزدی [قهقهه] نمی تونن بیان تو دل تارا... عمه جون بگو که باید مرد عمل باشن نه فقط حرف... خـــــــــــــــــــــــــب بازی 152 به صفر طبق معمول به نفع ما تموم شد.[تایید][تایید][تایید][تایید] در ضمن از زهره خانوم تشکر می کنم که این حرف هارو زدن وگر نه این مسعود بیچاره باید به چه بهونه ای ترک میدون میکرد؟؟؟؟ آخـــــــــــی...[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] مسعود جون عزیزم تارا خانوم وقتی بزرگ شد مثله شما بیکار و الاف نیست که بیاد تمام نظرات و بخونه اگه هم بخواد خودش می دونه کدومارو بخونـــــه ( the best Uncle son) [دست][دست][دست][دست][دست][دست] خب همینجا جاداره من از هم تیمیم که پست دفاع و داشتن تشکر کنم و بگم این برد نوش جانتون...[چشمک][تایید] و خودم هم که تو حمله بوودم... و در کل دو نفری ترکوندیم تیم مقابل رو تا جایی که به بهونه ی وقت تارا خانوم ترک میدون کردنن...[خنده][خنده][خنده][خنده][خنده] به افتخار خودمون [دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

the best Uncle son

در ضمن مسعود تارا خانوم ، نه تارا جووون و قند عسل و خانوم گل و اینا... مگه شما خودت خارمادر نیستی؟؟؟[عصبانی] تارا دیگه بزرگ شده و این القاب برازندش نیست. از الان یا می گی سر کار خانوم بهبودی یا تارا خانوم یا خانوم بهبودی... حتما هم قبل حرفات می گی میشه خواهشا چند دقیقه وقتتون رو به من بدین؟؟؟؟؟غرض از مزاحمت... ، بعد ادامه ی حرفات رو میگی!!! اوکی پس یاد گرفتی؟؟؟؟[بازنده][بازنده][بازنده][بازنده][بازنده][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]

خاله ریحان

آخی میبینم که بعضی ها کم اوردن و فرافکنی میکنن بابا تو که میخواستی اینطوری بحث و ببندی به خودم میگفتی من بلد بودم اگه از طرف ما قائله ختم به خیر می شد خیلی سنگین تر بودی آقا مسعود میدونی برای خودتم بهتر بود با سنگینی میدون رو واسه حریفان خالی میکردی حالا اشکالی نداره

خاله ریحان

در ضمن آقای مهندس صادق من هم ازت متچکرم

مسعود

سلام من پس از نابودی تیم شما بحث رو بستم بگردم روووووووووووو رو,سنگ پا قزوینه!!!! ریحانه خانم شما چطور سرتون رو بالا آوردین؟ صادق تو هم که دست کم نداری از به قول خودت هم تیمیت[قهقهه] گمونم کامنت قبل اون کامنت رو نخوندی که تورو به خاک کشیدم[خنده][قهقهه][قهقهه] عیب نداره طبیعیش کردین!![خنده] خیالی نیست شما کوچولوها در سن و دانش و علم و اندیشه و تفکر و قد و خلاصه همه چی دیگه جوابی از جانب ما بزرگواران در اون چیزها نخواهید گرفت! ============== خانم گلم,نفسم,دلبرم,عشقم,خوشگلم دوست دارم تارا جووووووووووووووووووووووووووووووووووونم[ماچ][ماچ][ماچ][قلب][گل][گل]