اتلیه اسفند 90

 

تارای نازنینم چند وقتیه میخوام برات یه کم بنویسم فرصت پیدا نمیکنم.

فوق العاده شیرین شدی هر چی میگیم تکرار میکنی

عروسکتو لحظه ای از خودت جدا نمیکنی .میشینی جلوی تلویزیون میزاریش رو پات اون میخوابه تو هم تلویزیون نگاه میکنی....

شبا هم اول نینی  رو میخوابونی  بعد خودت دست میندازی گردنشو میخوابی.

وقتی ازت میپرسم صبحا کجا میری جواب میدی: مَد

وقتی صدات میکنم تارا جون ،جواب میدی: دوووووووون(جوووووووون) 

توی مهد هم حسابی بازی میکنی و خدا رو شکر دوسشون داری.

یه روز میشینم حسابی ازت مینویسم.

میبوسمت نازنین دخترم. 

/ 11 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تارا

خیلی نازییییی فرشته کوچولو.........

خاله ريحان

اي جانننن اونشب خيلي ناناز شده بودي تارايي تازه مامانتم عشق شده بود

مهدیه

جونم مثه همیشه زیبا ترین گل روی زمین هستی تارا جون[قلب]

خاله اعظم

عکس های خیلی قشنگی گرفتی عزیزم. لباست هم خیلی ناز و خوش رنگ است دست مامان باسلیقه ات درد نکنه.

شیرین

الهییییییییییییی من قربونت برم شخصا و راساااااااااا چه عکسای نازی زنده باشی عزیز دلممممممممم بوووسسسسس

فهیم

خیلی ماهه خدا حفظش کنه[گل]