تاسوعا و عاشورا

دختر زیبای من چند وقتیه نتونستم برات بنویسم از این بابت منو ببخش.

امسال هم تقریبا مثل هر سال تاسوعا و عاشورا رو بیرجند بودیم سه روز بعدش هم تعطیل بود که مزید نعمت شد.

بیرجند هم مثل هر جایی تاسوعا و عاشورا حال و هوای دیگه ای داره.سه تا هیئت بزرگ و قدیمی داره که با اینکه تعداد هیئتا به بالای صدوخوردا ای رسیده هنوز هم جلال و جبروتشون پا بر جاست .شب تاسوعا هیئت ها و مخصوصا هیئت حسینی برای عرض تسلیت به هیئت ابوالفضلی میرن و عزا داری میکنن و شب عاشورا همه به هیئت حسینی مراسم فوق العاده تکان دهنده ایه چنان عزاداری زیبایی دارن که ناخوداگاه اشک صورتت رو پر میکنه. شب شام غریبان هم همه میرن مسجد عاشورا. خداوند از همه عزاداران حسینی قبول کنه و ما رو از شفاعت ان عزیز بی نصیب نذاره.

روز پنجشنبه هم باغ خاله جون دعوت بودیم هوا سرد بود اما خیلی خوش گذشت جای همه اونایی که نبودن خالی بود.

ابتدا یک عکس هنری

تارا خانم بر یک جایگاه اشرافی

و از همه مهمتر مراحل خواندن کتاب اونم از اون کتابا اونم کنار شومینه زغالی...

به نظر میاد این کتاب باید به روش خاصی خونده بشه

گفتم روش خاصی داره...

البته نا گفته نماند کتاب در مورد دندون بود (اقا مجتبی توهم کتاباتو اینجوری بخون اگه میخوای دندونپزشک موفقی بشی)

عزیز دلم اونقدر لباس پوشیده که دستاش باز مونده

بقیه عکسا رو توی پست بعدی میزارم.

/ 3 نظر / 41 بازدید
بگذار گمنام بمانم

با سلام یخ بسته خنده بر لب مادر هنوز هم از داغ لحظه ای که جوانش شهید شد به خونه ی شهدایی من هم یه سر بزنید وبلاگ ما هر روز ، بروز خواهد شد منتظر حضور گرمتان هستیم www.khakrize-khaterat.blogfa.com در سایه سار امن ایمان پاینده باشید و جاودان التماس دعا

مهناز

سلام تارا جون خوبی؟ خیلی دلم برات تنگ شده[ناراحت] کاش بیشتر پیشمون میموندی[ناراحت] خیلی دوست دارم[ماچ][بغل]

هدي

[گریه][گریه][گریه] منم دلم ميخواست اونجا باشممممممممم! اما هردوتا مونيم سرما خورديمو نيومديم!!!!!![گریه] دلم براي همه تنگيدهههههههه![ناراحت]